السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
48
تفسير الميزان ( فارسي )
ضلالت در باطن ، و قلب ، از قبيل كفر و خاطرات ناشايست ، كه خدا از آن راضى نيست ، و نه در ظاهر اعضاء و اركان بدن ، چون معصيت و يا قصور در اطاعت ، كه هيچيك از اينها در آن صراط يافت نمىشود ، و اين همانا حق توحيد علمى و عملى است ، و توحيد هم همين دو مرحله را دارد ، ديگر شق سومى برايش نيست ، و بفرموده قرآن ، بعد از حق غير از ضلالت چه مىتواند باشد ؟ آيه : ( 82 - سوره انعام ) ، كه چند سطر قبل گذشت ، نيز بر همين معنا منطبق است ، كه در آن امنيت در طريق را اثبات نموده ، باهتداء تام و تمام وعده مىدهد ، البته اينكه گفتيم وعده ميدهد ، بر اساس آن نظريه ادبى است ، كه مىگويند اسم فاعل حقيقت در آينده است ، ( دقت بفرمائيد ) اين يك صفت بود از صفات صراط مستقيم . مقدمه پنجم اينكه اصحاب صراط مستقيم در صورت عبوديت خدا ، داراى ثبات قدم به تمام معنا هستند ، هم در فعل ، و هم در قول ، هم در ظاهر ، و هم در باطن ، و ممكن نيست كه نام بردگان بر غير اين صفت ديده شوند ، و در همه احوال خدا و رسول را اطاعت مىكنند ، چنانچه نخست در باره آنها فرمود : ( وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ، كسى كه خدا و رسول را اطاعت كند ، چنين كسانى با آنان هستند كه خدا بر ايشان انعام كرده ، از انبياء ، و صديقين ، و شهدا ، و صالحان ، كه اينان نيكو رفقايى هستند ) ، « 1 » و سپس اين ايمان و اطاعت را چنين توصيف كرده : ( فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ، ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ ، وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ، وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ : أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ، أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ، ما فَعَلُوه إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ ، وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِه ، لَكانَ خَيْراً لَهُمْ ، وَأَشَدَّ تَثْبِيتاً ، نه به پروردگارت سوگند ، ايمان واقعى نمىآورند ، مگر وقتى كه تو را حاكم بر خود بدانند ، و در اختلافاتى كه ميانه خودشان رخ مىدهد بهر چه تو حكم كنى راضى باشند ، و احساس ناراحتى نكنند ، و صرفا تسليم بوده باشند ، به حدى كه اگر ما واجب كنيم كه خود را بكشيد ، يا از شهر و ديارتان بيرون شويد ، بيرون شوند ، ولى جز عده كمى از ايشان اينطور نيستند ، و حال آنكه اگر اينطور باشند ، و به اندرزها عمل كنند ، براى خودشان بهتر ، و در استواريشان مؤثرتر است ) . « 2 » تازه مؤمنينى را كه چنين ثبات قدمى دارند ، پائينتر از اصحاب صراط مستقيم دانسته ، وصف آنان را با آن همه فضيلت كه برايشان قائل شد ، ما دون صف اصحاب صراط مستقيم دانسته ، چون در آيه ( 68 سوره نساء ) فرموده : اين مؤمنين با كسانى محشور و رفيقند كه خدا بر آنان انعام
--> 1 - سوره نساء آيه 69 2 - سوره نساء آيه 66